-
سه شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۹، ۱۱:۲۷ ب.ظ
-
۵۸۳

کسانی که از پیش، آمادگیهای فکری و فرهنگی یافتهاند و دانش دین را صادقانه در جانهای خود راه دادهاند و زندگی را به غفلت نمیگذرانند، برای پذیرش دعوت پیامبران آمادهترند. مقصود پیامبران پیشین نیز همین آمادهسازی و انذار امتها برای دریافت پیام پیامبران پسین بوده است.
پایگاه اطلاعرسانی استاد مهدی طائب؛ با مروری گذرا به تاریخ انبیای الهی متوجه میشویم که همواره گروهی از قوم آنها به مخالفت برخاسته و در برابر دعوت پیامبرانشان طغیان نمودهاند. برخی از عوامل رویارویی کافران و انبیای عظام از دیدگاه قرآن کریم را در ذیل میآوریم:
یک. وضع معیشتی و اقتصادی
از عوامل مهم مخالفت متعصبانه گروهی از مردم با پیامبران، اسراف و خوشگذرانی و دنیاخواهی آنان بود؛ تا آنجا که این دنیاخواهان و پولپرستان حاضر میشدند هر چه دارند، در راه مبارزه با آرمانهای پیامبران صرف کنند «إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِیَصُدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ فَسَیُنْفِقُونَها ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ وَ الَّذینَ کَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ یُحْشَرُون؛ کسانی که کافر شدند، اموال خود را خرج میکنند تا از راه خدا جلوگیری کنند. پس زود است بدهند آنها را و سپس حسرتی برایشان شود، آنگاه شکست بخورند و کسانی که کافر شدند به سوی جهنم محشور میشوند.»(1)
بر خلاف این گروه، طبقههای پایینتر اجتماع، معمولا دعوت پیامبران را اجابت میکردند و از یاوران پایدار آنان میشدند. ریشه جنگ پایدار و همیشگی میان فقر و غنا، در همین خصلت است. به همین دلیل بود که ثروتمندان به پیامبران طعنه میزدند که فقیران را به پشتیبانی و همراهی میگیرند.(2)
ثروتمندان همواره در تنعم و لذت بودند و از این وضع بهره میبردند. پس هرگز خشنود نبودند که اوضاع دگرگون شود و منافع ایشان در خطر افتد. از این گذشته، اصولا ثروت طغیان میآورد(3)، اما فقر معمولا نفس را رام و آرام میکند و زمینه پذیرش دعوت حق را فراهم میسازد.
دو. وضع فرهنگی و فکری
کسانی که از پیش، آمادگیهای فکری و فرهنگی یافتهاند و دانش دین را صادقانه در جانهای خود راه دادهاند و زندگی را به غفلت نمیگذرانند، برای پذیرش دعوت پیامبران آمادهترند. مقصود پیامبران پیشین نیز همین آمادهسازی و انذار امتها برای دریافت پیام پیامبران پسین بوده است.
انسان پدیدههای اجتماعی را بر پایه برداشتها و داشتههای ذهنیاش تفسیر میکند. هر چه ایمان و باور در جان فرد یا گروهی بیشتر ریشه گیرد، آمادگی آنها برای پذیرش دعوت حق بیشتر میشود. کسانی که با اهل کتاب خو گرفته و فروغی از تعالیم منذرانه و مبشرانه پیامبران پیشین را دیده بودند، برای پذیرش دعوت حضرت رسول (ص) آمادهتر بودند. از همین روی، مردم یثرب آنگونه پایدار و استوار به وی پیوستند؛ در حالی که مردم مکه به دلیل خو گرفتن با افکار ثَنَوی و مشرکانه، این آمادگی را نداشتند.
اما دلیل اینکه برخی از اهل کتاب، هرگز حاضر به پذیرش دعوت رسولالله نشدند، حسادت و لجاجت آنها بود و به همین دلیل، قرآن، آنان را بیشتر عتاب میکند که چرا با آنکه حقیقت را دریافتهاند، آن را نمیپذیرند.(4)
سه. حاکمیت پدران و سنتهای پیشین
پیشینه یک ملت، اگر روشن و مثبت باشد، پشتوانهای قوی و سودمند برای اوست؛ و اگر منفی و تاریک باشد، همچون باری گران، مانع حرکت و تکاپوست. از عوامل مهم انشعاب در جامعهای که پیامبران در آن مبعوث میشدند، همین بود که گروهی زیر بار حاکمیت سنتهای پدران خود بودند و نمیتوانستند از سلطه آن افکار شوم رهایی یابند.
قوم ابراهیم (ع) میگفتند: «پدران خویش را یافتیم که چنین میکردند.»(5) قوم هود میگفتند: «این جز همان دروغ و نیرنگ پیشینیان نیست و ما عذاب نخواهیم شد.»(6) فرعونیان به موسی (ع) میگفتند «آیا آمدهای تا ما را از آن آیین که پدرانمان را بر آن یافتهایم، منصرف سازی؟.»(7) و قوم محمد (ص) میگفتند «آن آیین که پدران خود را به آن معتقد یافتهایم، ما را بس است.»(8)
منبع:
کتاب دشمن شدید(حجتالاسلام والمسلمین مهدی طائب)، دفتر اول، چاپ دوم، زمستان 95، صص30و32
پی نوشت؛
1 - انفال/ 36.
2 - هود/ 27.
3 - علق/ 6و 7.
4 - آل عمران/ 70.
5 - شعراء/ 74.
6 - همان، 137-138.
7 - یونس/ 78.
8 - مائده/ 104.