-
چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ۱۲:۰۱ ق.ظ
-
۶۷۲

پایگاه اطلاعرسانی استاد مهدی طائب؛ پرسش شما: آیا قیام مختار مورد تأیید امام سجاد(ع) بوده است؟
پاسخ استاد: اینکه گفته شده است حرکت مختار مورد تأیید ائمه(علیهمالسلام) بوده، سؤال میشود مگر ائمه(علیهمالسلام) چه حرکتی را تأیید میکنند؟ لشکریان مختار بهدنبال چه چیزی بودند و میخواستند چه کاری انجام دهند؟ اگر هدفِ پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و ائمه اطهار(علیهمالسلام) معلوم شود، در این صورت میتوان مختار را ارزیابی کرد.
علاوه بر این، برای ارزیابی حرکت مختار باید شخصیتهای آن زمان را مورد شناسایی قرار داد و حال آنکه تاریخ، زیاد متعرض آنها نشده است. از طرف دیگر، در این تلاطم سیاسی، شخصیتی مثل ابراهیمبنمالک اشتر با مختار است؛ اما یکمرتبه علیه مختار حرکت میکند.
چرا این تلاطمها وجود دارد؟ کسانی که شیعه اهلبیت(علیهمالسلام) هستند، موج و تلوّن در آنها وجود نداشته و دارای ثبات قدم هستند: «کالجبل الراسخ لا تُحَرِّکُه العَواصف»(منهاج البراعة، ج15، ص65)؛ مثل کوه پایداراند و تندبادها آنها را تکان نمیدهد.
این روایت علی(علیهالسلام) در باب ایمان و عقاید و مسائل بصیرتی است؛ والّا در باب کشته شدن، خیلی از این افراد، مؤمن نبودند. نهتنها چنین اشخاصی، بلکه افرادی در شام و در رکاب یزید آنقدر مقاومت میکردند تا اینکه کشته میشدند.
«لا تحرکه العواصف» یعنی تندبادهای تغییر نگرش و فکر، او را از پا در نمیآورد؛ چون اعتقادش بنیان و ریشه دارد «کشجرة طیبة أصلُها ثابتٌ و فرعُها فی السماء»(ابراهیم/24). افراد مذکور هم اگر شیعه ناب بودند، تغییر خطوط و عقیده نباید در آنها راه پیدا میکرد.
حال سؤال این است که حرکت این افراد به ضرر بود یا به نفع؟ باید دید که نفع و ضرر در چه چیزی است. یک نفعی که داشت، این بود که تعدادی از نیروهای طرف مقابل را از بین برد. شاید این شعر مناسب اینجا باشد:
ز هر طرف که شود کشته/ سود، سود اسلام است
عبیداللهبنزیاد در همین درگیریها به درک واصل شده است. او فردی بود خیلی چموش و زیرک و در شیطنت و طراحی، خیلی قوی بود. با زیرکی و طراحی وارد کوفه شد و توانست بر اوضاع مسلط شود. وقتی اقدامات عبیدالله مورد مطالعه قرار میگیرد، گویا شیطان از او درس میگیرد! عبیدالله بود که نفوذی فرستاد و قضیه مسلم را در کوفه جمع کرد. بالأخره چنین شخصی در همین درگیریها نابود شد و همین طور امثال عبیدالله. ضرر این درگیریها هم عبارت بود از هرجومرج و آشوب.
با این دیدگاه، مختار و کسانی که اطراف او هستند، از شیعیان ناب نیستند. این افراد، مؤمن و شیعه ناب نبوده و در موضعگیری تزلزل دارند؛ فلذا حرکت آنها هم نمیتواند مورد تأیید حضرت سجاد(علیهالسلام) باشد.
اگر هم برای حرکت مختار تعریفی وارد شده، یک تعریف معمولی هست؛ چون اگر امام سجاد(علیهالسلام) در مورد کشته شدن عمرسعد و عبیدالله چیزی بیان نکند، مردم میگویند لابد آنها بر حق بودهاند؛ یا اگر حضرت علیه مختار حرفی بزند، مردم میگویند: شاید قَتَله امام حسین(علیهالسلام) بر حق بودند؛ لذا حضرت نمیتواند بگوید که این حرکت را قبول ندارد.
منبع: جلسه پنجاه و نهم تاریخ تطبیقی استاد مهدی طائب(1395/11/06)