استاد مهدی طائب

پایگاه نشر آثار استاد مهدی طائب

برشی از یک کتاب | ماهیت نهضت سیدالشهدا(ع)

  • ۵۱۳

حرکت امام حسین(علیه‌السلام) به گونه‌ای آغاز شد که هیچ امری بر کسی مخفی نماند و همه مردم متوجه حرکت سیدالشهدا(علیه‌السلام) بودند، زیرا باید این حرکت کاملاً فریادگرانه و علنی باشد و هیچ نقطه مخفی در آن وجود نداشته باشد(تبلیغ گونه باشد).

 

پایگاه اطلاع‌رسانی استاد مهدی طائب؛ سیدالشهدا (علیه‌السلام) برای حفظ اسلام از خطری که از ناحیه نفاق داخلی و عقبه‌های خارجی آن‌ها(سازمان یهود) کلیت اسلام را تاکنون تهدید می‌کرد و اکنون نیز آنان عملیات محو و نابودی کامل اسلام را توسط یزد آغاز نموده بودند.

ایشان از ابتدای شروع نهضت خودشان، دو هدف عمده را (که بیانگر ماهیت نهضت عاشوراست) دنبال می‌کردند:

1_ افشاگری علنی بر ضد اهداف شوم یزید در براندازی اسلام

2_ شکستن سد خودساخته بنی‌امیه در باب مظلومیت عثمان

 

افشاگری علنی بر ضد اهداف شوم یزید در براندازی اسلام

هنگامی که عثمان کشته شد، معاویه خون عثمان را به ابزاری برای سرکوب حضرت امیر(علیه‌السلام) تبدیل کرده بود و هرچه هم تبلیغات معاویه در بیان مظلومیت عثمان بیشتر می‌شد، مردم ناآگاه هم آمادگی و انگیزه بیشتری برای سرکوب و شهادت حضرت امیر(علیه‌السلام) و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) پیدا می‌کردند.

بنابراین، مظلومیت خودساخته عثمان به ابزاری در دست معاویه تبدیل شده بود تا با پنهان شدن در پشت دیوار این مظلومیت ساختگی به مثابه جداره بتونی مستحکم، به نابودی اسلام و شیعه اقدام کند، به گونه‌ای که دیگر با هیچ چیز دیگری حتی جنگ نتوان این جداره را از بین برد.

لذا امام(علیه‌السلام) می‌دانستند که برای حفظ اسلام و استمرار آن باید ابتدا این جداره مظلومیت شکسته شود و از آنجایی که این جداره مظلومیت از ابتدا بر دروغ محض و صرفاً بر تبلیغات وسیع بنی‌امیه استوار بود، تنها با افشاگری آشکار امکان داشت به مقابله با آن پرداخت و آن را در هم شکست.

به همین جهت نیز حرکت امام حسین(علیه‌السلام) به گونه‌ای آغاز شد که هیچ امری بر کسی مخفی نماند و همه مردم متوجه حرکت سیدالشهدا(علیه‌السلام) بودند، زیرا باید این حرکت کاملاً فریادگرانه و علنی باشد و هیچ نقطه مخفی در آن وجود نداشته باشد(تبلیغ گونه باشد).

از این‌رو مشاهده می‌کنیم امام(علیه‌السلام) با خاندان خود از ابتدای حرکت از مدینه با همین هدف، در مسیر اصلی حرکت کردند و به افشاگری علنی درباره اهداف پلید یزید و دستگاه نفاق و عقبه‌های آنها دست زدند.

آن حضرت در مکه هم حضور علنی داشتند و آشکارا سخنرانی نمودند و بر ضد دستگاه خلافت یزید مرتب افشاگری فرمودند و هیچ گونه تقیه‌ای در این زمینه روا نمی‌داشتند، تا همه کسانی که به مکه می‌آیند، بفهمند که امام حسین(علیه‌السلام) با یزید بیعت نکردند.(1)

منتهی به دلیل جایگاه و عظمت آن حضرت، فرماندار مکه به خود اجازه نمی‌داد آسیبی به ایشان بزند.

از آن طرف نیز چنانچه  قبل از این اشاره کرده بودیم، اطلاعات رسیده به یزید در مورد اقدامات امام(علیه‌السلام) در مکه و نیز اخبار مربوط به تلاش مسلم بن عقیل برای سازماندهی شیعه در کوفه، او را وادار کرد عبیدالله بن زیاد را برای کنترل کوفه به آنجا اعزام کند تا خود در مکه بتواند مسئله امام حسین(علیه‌السلام) را تمام نماید.

از طرفی هم یزید می‌دانست که تا قضیه کوفه حل نشود، نمی‌تواند در مکه برخوردی با امام حسین(علیه‌السلام) داشته باشد، زیرا در صورت وقوع درگیری و موفق نشدن در کنترل امام(علیه‌السلام) در مکه، احتمال اعزام نیرو از کوفه توسط مسلم زیادتر خواهد بود و از آن‌جایی هم که خودش هنوز کاملاً بر حاکمیت مسلط نشده بود، احتمال شکست تمام اقدامات او وجود داشت؛ بنابراین، می‌دانست تا از وضعیت کوفه و موفقیت ابن زیاد در کنترل مسلم بن عقیل و آن شهر اطمینان حاصل نکند، نمی‌تواند در مکه دست به هیچ اقدامی بزند.

پس از اعزام ابن‌زیاد به کوفه و اقدامات او در کنترل آن شهر، تصمیم به کشتن امام حسین(علیه‌السلام) در مکه گرفت تا اهداف براندازی را به سرانجام برساند. لذا اعتماد خود را بر ضد سیدالشهدا(علیه‌السلام) آغاز کرد.(2)

شخصیت و جایگاه امام حسین(علیه‌السلام) در مکه، به ویژه به دنبال حضور ۵ ماهه امام(علیه‌السلام) در آن شهر و افشاگری‌های ایشان درباره یزید، به او اجازه نمی‌داد این کار را به صورت علنی انجام دهد. لذا منتظر ماند تا مراسم حج شروع شود تا عمال وی بتوانند در هنگام طواف از ازدحام جمعیت استفاده کنند و در شلوغی مراسم طواف، آن حضرت را ترور کرده، به قتل برساند، زیرا تنها در این صورت کسی متوجه نمی‌شد که این اقدام به دست یزید و به دستور وی انجام شده است و مرگ آن حضرت به دست یزید برای همیشه در تاریخ مخفی می‌ماند.

منبع: کتاب ثاقب جلد 1، نگاهی تحلیلی به تاریخ صدر اسلام، مؤلف حجت‌الاسلام والمسلمین طائب، تحقیق و نگارش محمدمهدی حامدی، چاپ اول سال 95، انتشارات رشید، صص72-75

پی نوشت:

1_ غیر از خطبه‌های امام (علیه‌السلام) در هنگام خروج از مکه، می‌توان به گفتگوهای امام( علیه‌السلام) با عبدالله بن عباس، عبدالله ابن زبیر و سایر نصیحت کنندگان امام اشاره نمود. (محمدی ری شهری، محمد، دانشنامه امام‌حسین(علیه‌السلام)، جلد ۵، فصل هفتم، صفحه 47)

2_ در تصمیم و دستور یزید بر قتل امام حسین(علیه‌السلام) در مکه مستندات فراوان نقل شده است.

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی