-
سه شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ۱۲:۳۱ ق.ظ
-
۵۷۶

در مورد این گروه از مردم کوفه که مردم کوچه و بازار هم هستند و «قشر خاکستری جامعه» نامیده میشوند، باید توجه داشت که معمولاً انسانهای فهیم و با بصیرتی نبودند و همواره با قدرت تصمیم میگرفتند و بر مدار قدرت میچرخیدند.
پایگاه اطلاعرسانی استاد مهدی طائب؛ مردم کوفه را میتوان در تحولات منتهی به حادثه عاشورا و حرکت سیدالشهدا(علیهالسلام) به سه دسته تقسیم کرد:(1)
۱. قشر خاکستری جامعه: کسانی که مردد مانده و منتظر بودند ببینند قدرت به سمت کدام یک از طرفین ماجرا میچرخد تا به همان سمت متمایل شوند.(امام حسین(علیهالسلام) یا یزید)
۲. سازمان شیعه
۳. بنی امیه و عمال آنان که تلاش داشتند به هر قیمتی یزید در قدرت بماند و به اهداف خود برسد.
گروه اول یا قشر خاکستری
در مورد این گروه از مردم کوفه که مردم کوچه و بازار هم هستند و «قشر خاکستری جامعه» نامیده میشوند، باید توجه داشت که معمولاً انسانهای فهیم و با بصیرتی نبودند و همواره با قدرت تصمیم میگرفتند و بر مدار قدرت میچرخیدند. لذا در این زمان هم که مسلم بن عقیل به کوفه آمده و سازمان شیعه را سازماندهی کرد، تصور آنان این است که اگر امام حسین(علیهالسلام) به کوفه بیایند، حتماً به قدرت خواهند رسید؛ بنابراین، در حال حاضر، به آن حضرت تمایل دارند، اما نمیتوان به آنها اعتماد داشت، زیرا آنان با چرخش قدرت به سمت یزید به سرعت تغییر موضع داده، به سمت یزید متمایل خواهند شد، کما اینکه این اتفاق هم افتاد.
لذا فعلا تصور این گروه آن است که اگر امام(علیهالسلام) به کوفه بیایند، به قدرت خواهند رسید و الا از نظر فکری و اعتقادی به آن حضرت ایمان و تمایل قلبی ندارند. این دسته از مردم کسانی هستند که آن هنگام که ابن زیاد تنها و بدون سپاه و فقط با چند نفر آن هم با صورت پوشانده شده و بی خبر وارد کوفه شد، گروه گروه به استقبال او رفتند و فریاد زدند «السلام علیک یابن رسول الله» و ابن زیاد هم در حالتی که جوابی به آنان نمیداد و حتی به نقل برخی از تواریخ، پاسخ سلام آنها را هم نمیداد، راهی دارالخلافه شد.(2) و آنها حتی به این اندازه هم فکر نکردند که جواب سلام که واجب است، پس چرا امام جواب سلام آنها را نداد؟ یا آن که چرا امام حسین(علیهالسلام) صورت خود را پوشانده بودند؟
بنابراین، کسانی که عبیدالله را در مسیر تا کاخ بدرقه کرده بودند و به او سلام کردند، قطعاً از شیعیان یا از کسانی نبودند که به امام(علیهالسلام) نامه نوشتند، بلکه همگی از قشر خاکستری جامعه بودند که تحت تاثیر سازماندهی مسلم بن عقیل قرار گرفتند و این خود گویای این مطلب است که قدرت سازماندهی مسلم بن عقیل بر این جریان به حدی بود که حتی نعمان بن بشیر هم تصور میکرد که با آمدن حسین بن علی(علیهالسلام) به کوفه، ایشان به قدرت خواهند رسید.
چرا این مطلب را عرض میکنم؟
هنگامی که ابن زیاد با آن وضعیت و هیبت به درب دارالخلافه رسید، نعمان که انتظار نداشت سیدالشهدا(علیهالسلام) با آن وضعیت و به این شکل وارد دارالخلافه شوند و آن جا را بگیرند، درب قصر را بست و به ابن زیاد اجازه ورود نداد و خودش هم به بالای بلندی دارالخلافه رفت و از بالای بلندی خطاب به او گفت:
ای پسر پیغمبر خدا، تو را به خدا، از این جا دور شو. من امانتی را که در اختیار دارم، به تو تسلیم نمیکنم و نیازی هم به کشتن تو ندارم.(3) در این هنگام، ابن زیاد خطاب به او گفت: ای نعیم، خوابت طولانی شده. آن گاه پرده از چهره برداشت. نعمان او را شناخت و در را برای او گشود.
مردم هم فریاد زدند «پسر مرجانه است» و او را با سنگ زدند، ولی او از دستشان گریخت و وارد قصر شد.(4)
از اینرو و با ورود ابن زیاد به کوفه و استقرار در دارالخلافه و انتصاب وی به جای نعمان بن بشیر به عنوان والی کوفه و پخش این خبر در کوفه، یکباره این قشر خاکستری هم فرو ریختند و از جناب مسلم جدا شده، او را با سازمان شیعه تنها گذاشتند.
منبع: کتاب ثاقب جلد 1، نگاهی تحلیلی به تاریخ صدر اسلام، مؤلف حجتالاسلام والمسلمین طائب، تحقیق و نگارش محمدمهدی حامدی، چاپ اول سال 95، انتشارات رشید، صص46-48
پی نوشت؛
1 – به منظور بررسی شعیان کوفه از نگاه اهلبیت(علیهالسلام) و نیز روانشناسی کوفیان در حوادث منتهی به عاشورا، ر.ک به: محمدی ری شهری، محمد، دانش نامه امام حسین(علیهالسلام)، ج5، ص328-340
2 – الفتوح، ص847؛ تاریخ طبری، ج7، ص2918
3 – مروج الذهب، ج3، ص66؛ تاریخ طبری، ج5، ص359
4 – الفتوح، ج5، ص38؛ مقتل الحسین خوارزمی، ج1، ص199