-
شنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۹، ۱۰:۳۹ ب.ظ
-
۱۰۰۸

پس از وفات حضرت داوود(ع)، حضرت سلیمان(ع) جانشین شد و خداوند همه چیز را در تسخیر او قرار داد. بنی اسرائیل در ملک عظیمی که حضرت سلیمان(ع) داشت، نقشی نداشتند، ولی ادعای آن را داشتند. دوباره خدای متعال آنها را به ملک عظیم مبتلا کرد تا آزموده شوند.
پایگاه اطلاعرسانی استاد مهدی طائب؛ بنیاسرائیل مأموریت داشتند همراه حضرت موسی(ع) برای فتح قدس وارد این سرزمین شوند، اما به دلیل تمرد از دستور ایشان، 40 سال دچار سرگردانی و جدایی از آن حضرت شدند و در طول این سالها، افراد زیادی، از جمله حضرت موسی(ع) و حضرت هارون(ع) را از دست دادند.
آنها بعد از 40 سال به خودشان آمدند؛ ولی باید به این نکته توجه کرد که این قضیه، یکباره اتفاق نیفتاد، بلکه زمینه بیداری در درون تیه، با افراد بسیار کم شروع شد، و به تدریج اکثریت پیدا کرد.
انحراف بنیاسرائیل پس از بیداری
بنیاسرائیل پس از حالت تنبه و بیداری، به یوشع رجوع کرده و همراه او وارد سرزمین قدس شدند. تفاوت زندگی در دوران سرگردانی و تیه با زندگی در منطقه مسکونی قدس، آنها را شدیداً به زمین و مسکن و جاه و جلال و زیباییها وابسته کرد و در پی آن، انحرافشان هم به تدریج شروع شده و به نقطهای رسید که به تحریف دین پرداختند.
تحریف دین توسط بنیاسرائیل به این صورت انجام گرفت که دین را به نفع نسل مصادره کرده و ادعا کردند که نسل برتر و ویژه متعلق به ماست؛ در نتیجه باید به بهترین صورت از زمین بهره ببریم و دیگران هم خادم ما باشند(عکس آنچه که در ادیان الهی وجود دارد؛ ادیان الهی، پیامبران و اوصیا را خادمین مردم میدانند.)
بنیاسرائیلی که قرار بود انبیا همراه آنها سایر ملل را به سمت دین فرا بخوانند، خودشان سوژه هدایت انبیا شدند؛ اما معلوم است که کشت و کار در زمین بکر، راحتتر از کار در زمینی است که قبلا کشت و کار در آن انجام گرفته و سپس دچار آفت شده است. روی این اساس، اصلاح بنیاسرائیل هم توان زیادی از انبیا گرفت و مقاومت این قوم، برابر انبیا به جایی رسید که تمام امکانات را از دست داده و به بدبختیها دچار شدند. آنها تا زمان حضرت داوود(ع)، ذلیل و تو سری خور بودند تا اینکه آن پیامبر الهی ظهور کرده و تلاش نمود آنها را به جایگاه خودشان برگرداند.
بنیاسرائیل در زمان حضرت داوود(ع) و حضرت سلیمان(ع)
بنیاسرائیل پس از آمدن حضرت داوود(ع) ابتدا ادعا کردند که ما مؤمن هستیم، اما در اولین آزمایش، دوباره مردود شدند. قرآن در این باره نقل میکند: «فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللّهَ مُبْتَلِیکُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَمَن لَّمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِیلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِینَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنودِهِ قَالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو اللّهِ کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ(بقره/249)؛
... گفت: خدا شما را به جوی آبی میآزماید. هر کس از آن آب بخورد، از من نیست، و کسی که از آن نخورد، یا به مشتی آب بسنده کند، از من است. جز اندکی، همه لشکریان از آن نوشیدند. زمانی که او و مؤمنانی که همراهش بودند از نهر گذشتند، گفتند: امروز ما را توان جالوت و سپاهش نیست. کسانی که می دانستند با خدا دیدار خواهند کرد، گفتند: به خواست خدا چه بسا گروه اندکی که بر گروه بسیاری غلبه کند، و خداوند با کسانی است که پای می فشرند.»
موقعی که لشکریان به منطقه قدس آمدند، دوباره سنگ بنای حاکمیت اولیه، گذاشته شد. حضرت داوود(ع) به آبادانی هیکل شروع کرد.(هیکل یعنی مسجد و معبد). ایشان آماده سازی کرد، ولی موفق نشد بنای قدس را بگذارد.
پس از وفات حضرت داوود(ع)، حضرت سلیمان(ع) جانشین شد و خداوند همه چیز را در تسخیر او قرار داد. بنی اسرائیل در ملک عظیمی که حضرت سلیمان(ع) داشت، نقشی نداشتند، ولی ادعای آن را داشتند. دوباره خدای متعال آنها را به ملک عظیم مبتلا کرد تا آزموده شوند.
در این آزمایش هم باز مردود شدند. شروع به مخالفت با حضرت سلیمان(ع) کردند که باید حاکمیت را به ما بدهی! آنها انواع سحر را در اختیار گرفته و علیه ایشان عمل میکردند. بالأخره خداوند حضرت سلیمان(ع) را برد و بعد از او، اختلاف درونی بر سر قدرت، باعث فروپاشی همین قدرت شد.
انتهای پیام/
منبع: جلسه پانزدهم تاریخ تطبیقی(1393/09/18)