-
جمعه, ۸ فروردين ۱۳۹۹، ۰۳:۱۷ ب.ظ
-
۱۹۰۱

قرآن کریم در بیان تاریخ در میان کتب آسمانی، ره آوردی بزرگ و بی مثال دارد. اصرار قرآن بر بیان مطالب تاریخی، در قالب یک سوم از آیات، خواننده را به وجد آورده و به شگفتی وامیدارد.
پایگاه اطلاعرسانی استاد مهدی طائب؛
پرسش: استاد به نظر شما اهمیت مطالعه تاریخ چیست و ما چه نیازی به مطالعه آن داریم؟
پاسخ: نگاه به گذشتههای دور، نه تنها به معنای واپسگرایی و عقب گرد نیست، بلکه استوار کردن قدم در جایگاه را به همراه خواهد داشت که آیندهای روشنتر و بهتر را به ارمغان خواهد آورد. امام علی(ع) میفرمایند «ای فرزند عزیزم، من عمری به درازای تاریخ ندارم، اما در کار و کردار نسلهای پیشین نگریستهام، در اخبارشان اندیشیدهام، در میان آثار به جای ماندهشان جستوجو کردهام، آن چنان که خود، یکی از آنها شدهام. حتی چون سرگذشت گذشتگان به من انجامیده است، گویی با نخستین تا واپسین فردشان زیستهام»(1)
نخستین دلیل تأکید قرآن کریم است. قرآن کریم در بیان تاریخ در میان کتب آسمانی، ره آوردی بزرگ و بی مثال دارد. اصرار قرآن بر بیان مطالب تاریخی، در قالب یک سوم از آیات، خواننده را به وجد آورده و به شگفتی واداشته است؛ تا جایی که از خود خواهد پرسید: مگر این تاریخ چه اهمیتی دارد و چه کرده است که پروردگار هستی در آخرین پیام به آفریده خود، این چنین سرگذشت پیشینیان را بیان کرده و ما را به تأمل در قرآن فراخوانده است؟
علت فراوانی آیات تاریخی در قرآن، تنها بیان داستان نبوده است؛ زیرا قرآن ذکر(1) است و از حکیم یکتا، لغو صادر نمیشود. تاریخ، مجموعهای از تجربیات ارزشمند پیشینیان و زیبایی، زشتی، پیروزی و شکست است که با مطالعه آن، عمر انسان به درازای عمر آنها خواهد شد. افزون بر آن، باید توجه کرد که بیان تاریخ به صورت قصه، به جاذبه آن افزوده و أثرگذاری آن را دو چندان میکند؛ زیرا همگان آن را درک کرده و قادر به تحلیل خواهد بود؛ در حالی که استدلالهای عقلی، این گونه نیستند.
دومین دلیل کسب تجربه است. انسانها بیش از آنکه نیازمند علم باشند، به تجربه نیاز دارند. جایگاه علم در ذهن است و هنوز أثر خودش را نشان نداده، ولی تجربه، علم جریان یافتهای است که أثرش را نشان داده و تاریخ راه دسترسی به این تجربه است، اما اشکال در آن است که انسان فرصت تجربه ندارد. یا به عبارتی، یک زمان بیشتردر اختیار او نیست که همین مدت کوتاه زندگی دنیایی است. از این رو در تعریف تجربه میتوان گفت «پیاده شدن علم که نیازمند زمان است.»
انسانها واحد بالنوع و واحد بالجنس هستند و زندگی شان شبیه به هم است. میتوانند از یک دیگر الگو بگیرند و تجربه به دست آوردند؛ به این ترتیب اسنانها میتوانند از تاریخ به تجربه دست یابند. اختلاف انسانها در صنف، مانع کسب این تجربه نیست؛ زیرا نوع، محقق تجربه است، نه صنف. بر این اساس، انسان نمیتواند از حیوانات تجربه کسب کند؛ زیرا با آنها واحد بالجنس است، نه واحد بالنوع. همچنین طبیعت، واحد بالطبع است؛ یعنی طبیعت(هوا، آّب، خاک و قوانین طبیعت مانند جاذبه) تغییر نکرده است. البته در گذشته، برخی امور طبیعی شناخته شده نبود.
بنابراین از زمان آدم(ع) تاکنون، هر یک از انواع موجودات، مدتی در این جهان زندگی و تجربهای کسب کردهاند و خودشان از میان رفته، ولی تجربه آنها باقی مانده است که این تجربههای پیاپی، همان تاریخ است. در این رهگذر باید توجه کرد که انسان در زندگی، چهارگونه رابطه دارد یا به عبارتی، در چهار نقطه ارتباطی، قرار گرفته است که عبارتند از: 1 - ارتباط با خودش، 2- ارتباط با هم نوع، 3- ارتباط با طبیعت و 4- ارتباط با عالم غیب. هر یک از این چهار ارتباط، دارای دو نوع ارتباط مصلحانه خوب و ارتباط مفسدانه بد هستند.
اگر انسان بتواند پیامدهای ارتباط با غیب این عالم را به دست آورد و برای دیگران بیان کند، برخی به دلیل ترس از همین دنیا، بسیاری از کارهای ناشایست را ترک میکنند. تجربه این چهار ارتباط، در طول تاریخ، خودش را نشان داده و بارها درباره این ارتباطهای چهارگانه، مطالبی نوشته شده که تاریخ نام گرفته است. بنابراین تاریخ به معنای بیان تجربه انسانها در چهار ارتباط مذکور است. البته ناقل تجربه باید در یکی از این چهار ارتباط باشد. همچنین تجربه، باید أثر عملی داشته باشد؛ یعنی صرف آشنایی با احوال گذشتگان هدف نیست، مگر اینکه أثر عملی داشته باشد.
منبع:
دشمن شدید(حجتالاسلام والمسلمین مهدی طائب)، دفتراول، چاپ 2، زمستان 95، ص17 تا 20
پی نوشت؛
1 – نهجالبلاغه، نامه 31
2 – نحل، آیه 44؛ حجر، آیه 9