استاد مهدی طائب

پایگاه نشر آثار استاد مهدی طائب

گزارش | هویت مخفی حضرت موسی(ع) در دربار فرعون

  • ۱۱۴۱

جایگاهی که یوسف(ع) در ملک مصر داشت، با قبول فرزندیِ حضرت موسی(ع) توسط فرعون برگشت. فرعون فرزنددار نمی‌شد، پس اگر می‌مُرد، حضرت موسی(ع) رئیس مصر می‌شد؛ البته به شرط این‌که قضیه‌ای رخ نمی‌داد که این نقشه ظاهری به هم بخورد.

 

پایگاه اطلاع‌رسانی استاد مهدی طائب؛ در باب موعود هم طبق اطلاعاتی که از بنی‌اسرائیل گرفته شده بود، و نیز طبق اطلاعاتی که منجمان داده بودند، به فرعون گفتند: نطفه موعودی که بنی‌اسرائیل منتظر او هستند، فلان شب بسته می‌شود. فلذا دستور داده شد تمام مردان بنی‌اسرائیلی، آن شب به عنوان جشن بیرون برده شوند.

پدر حضرت موسی(ع) آبدارچی کاخ بود. البته با این‌که جزء برده‌های کاخ بود، اما با توجه به فهم و شعور زیادش، مشاور فرعون هم بود. فرعون دستور داد نگذارید امشب(شبی که طبق پیش‌بینی‌ها قرار بود نطفه موعود بسته شود) برده‌های کاخ به خانه‌هایشان بروند. برده‌ها هم طبق دستور در آن‌جا ماندند. آن شب، هوا بارانی و همراه رعد و برق بود. مادر موسی(ع) از نیامدن شوهرش به خانه نگران شده و به کاخ آمد و نطفه جناب موسی(ع) هم در کاخ بسته شد.

شب، منجمان نگاه کردند و گفتند کار از کار گذشته و نطفه بسته شده و نمی‌دانیم کجا این قضیه اتفاق افتاده است. فرعون دستور داد از حالا هر بچه‌ای را که به دنیا می‌آید، بکشید. سیستم بهداری آن‌ها برای هر 10 تا 15 زن‌ بنی‌اسرائیلی یک قابله ثبت نام کرد. قابله‌ها این زنان را دو ماه یک بار آزمایش می‌کردند که باردار هستند یا نه. اگر زنی باردار بود، باید وضع حملش پیش قابله مورد نظر انجام می‌گرفت.

مادر موسی(ع) هم وقتی باردار شده و قابله فرعونیان به این مسأله پی برد، ‌ترس وجود او را فراگرفت. قابله گفت: خیالت راحت باشد؛ اگر فرزندت پسر باشد، گزارش نمی‌دهم.

وقتی مادر موسی(ع) وضع حمل کرد، قابله از خانه او بیرون رفت و فرعونیان درباره بچه متولد شده از او سؤال نمودند. قابله جواب داد: جنینی بود که سقط شد. در بعضی از روایات داریم که در این لحظه، ناگهان موسی(ع) شروع به گریه کرد. مأموران تصمیم گرفتند که خانه را بگردند.

خدای متعال به مادر موسی(ع) الهام کرد که نترس و او را به آب بینداز. فرعون که با همسرش در بالای کاخ عبور آب را نگاه می‌کرد، صندوقی را در حال رد شدن دید. آن را برداشته و متوجه شدند بچه‌ای در آن وجود دارد. فرعون احتمال داد که این بچه شاید یکی از بچه‌های بنی‌اسرائیلی است و در نتیجه ابتدا خواست او را بکشد.

اما تعبیر ما این است که بین دو «عین» گیر کرد. در این عالم دو تا کلمه است که اولش عین است؛ یکی عشق است و یکی عقل. بین دو تا عین گیر کرد؛ عین عشق و عین عقل. عشقش می‌گفت: نکش؛ عقلش می‌گفت: بکش. بالأخره چشم عقل را کور کرد. خداوند، محبتی را که در دل قابله انداخته بود، در دل فرعون و همسرش نیز انداخت.(1)

 

هویت مخفی حضرت موسی(ع) در دربار فرعون

بالأخره واقعه تولد حضرت موسی(ع) رسید. حداقل 19 سال فرعون برای حضرت موسی(ع) نوکری کرد. همان چیزی که قرار بود بنی‌اسرائیل یاد نگیرند، خود فرعون به او یاد داد.(البته حضرت موسی نیاز به فراگیری نداشت، ولی بالأخره فرزندخوانده فرعون بود، و طبیعتا آموزش می‌دید.)

جایگاهی که یوسف(ع) در ملک مصر داشت، با قبول فرزندیِ حضرت موسی(ع) توسط فرعون برگشت. فرعون فرزنددار نمی‌شد، پس اگر می‌مُرد، حضرت موسی(ع) رئیس مصر می‌شد؛ البته به شرط این‌که قضیه‌ای رخ نمی‌داد که این نقشه ظاهری به هم بخورد. پس حضرت موسی(ع) را برای جانشینی فرعون آماده می‌کردند.

این را هم بدانیم که رابطه حضرت موسی(ع) با فرعون خیلی خوب بود. حضرت موسی(ع) او را کمک می‌کرد؛ جلوی مظالم را تا حدی می‌گرفت و فرعون هم می‌فهمید و احساس خوشحالی می‌کرد.

حضرت موسی(ع) در این مدت، یک حکومت در سایه تشکیل داد و عده‌ای از افرادی را که درون کاخ بودند، جذب کرد. شکی در این نیست که هویت حضرت موسی(ع) در این مدت پنهان بوده است، زیرا به محض فاش ‌شدن هویتش، کشته می‌شد. تنها کسانی که هویت حضرت موسی(ع) را می‌دانستند، عبارت بودند از مادر، پدر، خواهر، و برادر آن پیامبر الهی که برای حفظ جان او، آن را به عنوان یک راز در خانه نگه داشته بودند.

پس هویت حضرت موسی(ع) را هیچ‌کس نمی‌دانست. علت این‌که این سخن را با قاطعیت می‌گوییم و تکرار می‌کنیم، این است که فرعونِ زمان به شدت دنبال یافتن موسی(ع) بود؛ می‌گفت: به قدری بکشید که این بچه به دنیا نیاید.

علت این‌که فرعون تا 19 سالگی حضرت موسی(ع) درباره آن حضرت هیچ اقدامی نکرد، به خاطر این‌ بود که گمانی مبنی بر این‌که موسی(ع) همان موعود بنی‌اسرائیل است، برایش حاصل نشد.

اگر روایتی دیدید مبنی بر این‌که هویت حضرت موسی(ع) برای کسی معلوم بود، قابل قبول نیست. هیچ‌کس آن پیامبر را نمی‌شناخت و ایشان با لباس مبدل، گزارش پنهان برای فرعون می‌آورد و فرعون هم این را می‌دانست که او با لباس مبدل می‌رود و گزارش جمع می‌کند و به این راضی بود؛ اما نمی‌دانست که ایشان یک حکومت در سایه‌ای تشکیل داده است.(2)

منبع:

1 - جلسه نهم تاریخ تطبیقی (1393/07/22)

2 - جلسه دهم تاریخ تطبیقی (1393/07/29)

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی